معمای نفتکشهای اماراتی در تنگه هرمز؛ چرا شاتلهای نفتی کمتر هدف قرار میگیرند؟/ گزارش اصابت به ۷ نفتکش اماراتی در ساعت اخیر!
در حالی که تنگه هرمز پس از دورهای از توقف و اختلال شدید در جریان درگیری نظامی، اکنون بخشی از تردد نفتکشها را دوباره تجربه میکند، الگوی تازهای برای انتقال نفت در خلیج فارس شکل گرفته است. برآوردها نشان میدهد حجم نفت عبوری از هرمز همچنان حدود یکسوم دوران پیش از جنگ است. در همین شرایط، دهها شاتل اماراتی نفت را از داخل خلیج فارس دریافت کرده و برای تحویل به خریداران به آن سوی تنگه منتقل میکنند؛ اما بررسی الگوی اصابتها یک پرسش مهم ایجاد میکند: چرا با وجود حجم بالای فعالیت این شبکه، تعداد کشتیهای مرتبط با امارات و ADNOC که هدف قرار گرفتهاند، محدود است؟
به گزارش سایت عصرنما، وضعیت تنگه هرمز در ماههای گذشته چند مرحله کاملاً متفاوت را پشت سر گذاشته است. در دوره درگیری مستقیم نظامی، عبور نفتکشها از تنگه عملاً متوقف یا بهشدت مختل شد و این آبراه برای بخش عمده کشتیرانی تجاری در وضعیت بسته قرار گرفت.
اما شرایط امروز متفاوت است؛ تنگه هرمز دیگر کاملاً بسته نیست، ولی نمیتوان آن را کاملاً باز و عادی نیز توصیف کرد.
تردد نفتکشها از سر گرفته شده و نفت دوباره از این آبراه عبور میکند، اما حجم انتقال همچنان فاصله قابلتوجهی با دوران پیش از جنگ دارد. برآورد دادههای موجود نشان میدهد در شرایط فعلی تقریباً یکسوم حجم نفت پیش از جنگ از مسیر تنگه هرمز عبور میکند.
به بیان سادهتر، نفت از هرمز میگذرد، اما نه با حجم و نه با الگوی گذشته.
دهها حادثه دریایی در هرمز و آبهای اطراف
همزمان، خطر عبور از منطقه همچنان جدی است. سازمان بینالمللی دریانوردی تا ۲۴ سپتامبر ۸۵ حادثه تأییدشده را در فهرست حوادث برجسته دریایی مرتبط با درگیریهای خاورمیانه ثبت کرده است. البته همه این حوادث داخل خود تنگه هرمز رخ نداده و تمام شناورهای درگیر نیز نفتکش نبودهاند؛ این آمار محدوده وسیعتری از خلیج فارس، هرمز و آبهای پیرامونی را شامل میشود.
تنها در ماه سپتامبر نام شناورهایی از جمله El Gaia، Romance، Horizon 1، Hercules Star، Trend، LR Stephanie و Al Maryah در میان کشتیهای آسیبدیده در هرمز یا آبهای اطراف آن دیده میشود.
در حادثه El Gaia آلودگی دریایی نیز گزارش شد و در ۲۱ سپتامبر دو شناور LR Stephanie و Al Maryah هنگام عبور از تنگه آسیب دیدند. این حوادث نشان میدهد بازگشت بخشی از تردد نفتکشها به معنای بازگشت امنیت کامل به هرمز نیست.
بازار نفت راه دیگری پیدا کرد؛ انتقال کشتیبهکشتی
افزایش خطر عبور نفتکشهای بزرگ از هرمز، کشورهای تولیدکننده و شرکتهای نفتی را به سمت توسعه روش دیگری برای صادرات سوق داده است: استفاده از شاتلهای نفتی و انتقال کشتیبهکشتی یا STS.
در این مدل، به جای آنکه نفتکش بزرگ خریدار وارد خلیج فارس شود، یک شناور واسط محموله را در داخل خلیج فارس دریافت میکند، از تنگه هرمز عبور میدهد و سپس در آبهای آن سوی تنگه و دریای عمان، نفت به کشتی اصلی خریدار منتقل میشود. به این ترتیب ریسک ورود نفتکشهای بزرگ بینالمللی به منطقه پرخطر داخل خلیج فارس کاهش پیدا میکند.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد ADNOC، شرکت ملی نفت ابوظبی، یکی از مجموعههایی بوده که استفاده از این سازوکار را به کمک آمریکاییها توسعه داده است.
حجم نفت جابهجاشده از طریق این شبکه در ماه اوت حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز برآورد شده بود و در ماه سپتامبر به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.
ماجرای دهها شاتل اماراتی در هرمز
اطلاعات رسیده به عصرنما نشان میدهد در حال حاضر دهها شاتل اماراتی در این شبکه فعال هستند. این شناورها محمولههای نفتی را از نفتکشها یا مبادی داخل خلیج فارس دریافت میکنند، از هرمز عبور میدهند و در آن سوی تنگه به نفتکشهای بزرگتر یا کشتی خریدار تحویل میدهند.
به این ترتیب، در شرایطی که ورود مستقیم یک نفتکش بزرگ به خلیج فارس میتواند ریسک بالایی داشته باشد، شاتلها به حلقه واسط و کوچک میان تولیدکنندگان داخل خلیج فارس و خریداران نفت تبدیل شدهاند. گسترش این روش تا اندازهای بوده که ساختار صادرات نفت منطقه در حال تغییر است و دیگر همه نفت فروختهشده الزاماً با همان نفتکشی که آن را خریداری کرده از پایانه مبدأ تا مقصد حمل نمیشود.
عراق هم وارد مدل شاتلی شد
عراق نیز به استفاده گستردهتر از این سازوکار روی آورده است. شرکت دولتی بازاریابی نفت عراق، SOMO، مناقصهای برای فروش ۲ میلیون بشکه نفت خام سنگین بصره ارائه کرده که تحویل آن به روش کشتیبهکشتی و در آن سوی تنگه هرمز انجام میشود. زمان تعیینشده برای این محموله مربوط به روزهای پایانی سپتامبر است.
در چنین معاملاتی خریدار میتواند نفت خود را خارج از منطقه پرخطر داخل خلیج فارس تحویل بگیرد؛ در حالی که انتقال محموله از داخل خلیج فارس تا محل تحویل بر عهده شبکه شاتلی قرار میگیرد.
این تحول نشان میدهد مدل شاتلی دیگر صرفاً یک اقدام اضطراری و موقت نیست و به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از راههای حفظ جریان صادرات نفت منطقه در شرایط فعلی است. البته در این روش هر شاتلی شاید ۲ تا چند روز طول میکشد از تنگه عبور کند.
چرا شاتلهای اماراتی مورد اصابت قرار نمیگیرند؟
در میان این تحولات، بررسی اطلاعات مربوط به کشتیهای هدف قرارگرفته یک نکته قابلتوجه را نشان میدهد. بر اساس اطلاعات منابع عصرنما، با وجود فعالیت گسترده دهها شاتل اماراتی و عبور مستمر آنها از تنگه هرمز، تعداد اصابتهای ثبتشده به این شبکه در مقایسه با حجم فعالیت آن بسیار محدود است.
البته آمار اصابت به شناورهای مرتبط با ADNOC صفر نیست. در ۱۴ ژوئیه دو نفتکش بزرگ مرتبط با ADNOC L&S به نامهای Al Bahyah و Mombasa B هنگام عبور از منطقه هدف قرار گرفتند و شرکت ADNOC نیز آسیبدیدن این دو شناور را تأیید کرد.
بنابراین نمیتوان گفت کشتیهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی هیچگاه هدف قرار نگرفتهاند. مسئله قابل توجه، نسبت تعداد اصابتها به حجم فعالیت این شبکه است.
وقتی دهها شناور به شکل مستمر در یکی از پرخطرترین آبراههای جهان مشغول جابهجایی نفت هستند، محدود ماندن تعداد اصابتهای ثبتشده به آنها موضوعی است که نیاز به بررسی بیشتری دارد.
مسئله توانایی نیست؛ پرسش درباره الگوی اصابتهاست
منابع عصرنما معتقدند تحولات ماههای گذشته نشان داده است که ایران از توانایی نظامی لازم برای هدف قراردادن شناورها در نقاط مختلف تنگه هرمز برخوردار است. تعداد کشتیهای آسیبدیده و پراکندگی محل وقوع حوادث نیز نشان میدهد امکان هدف قرار دادن شناورها در بخشهای مختلف این آبراه وجود دارد.
از همین رو، فعالیت گسترده شاتلهای اماراتی در کنار تعداد محدود اصابتها به این ناوگان، پرسشی قابلتوجه ایجاد میکند.
با این حال، صرف پایین بودن تعداد اصابتها برای نتیجهگیری درباره علت آن کافی نیست. برای مشخصشدن دلیل این وضعیت باید عواملی مانند زمان و مسیر عبور شناورها، مالکیت و اپراتور واقعی کشتیها، نوع محموله، وضعیت سامانه AIS و الگوی انتخاب اهداف مورد بررسی قرار گیرد.
بنابراین در شرایط فعلی نمیتوان از این دادهها به تنهایی وجود توافق، مصونیت یا تصمیم مشخصی برای هدف قرار ندادن شناورهای اماراتی را نتیجه گرفت.
تنگه هرمز امروز؛ نه کاملاً باز، نه بسته
تصویر فعلی تنگه هرمز با روزهای درگیری مستقیم نظامی متفاوت است. در آن مقطع، جریان عبور نفتکشها عملاً متوقف یا بهشدت مختل شده بود؛ اما اکنون بخشی از تردد بازگشته است. با این حال، حجم نفت عبوری همچنان تقریباً یکسوم دوران پیش از جنگ است.
از سوی دیگر، بخشی از نفت نیز با سازوکاری متفاوت جابهجا میشود؛ شاتلها محموله را از داخل خلیج فارس خارج میکنند و سپس عملیات کشتیبهکشتی در آن سوی هرمز انجام میشود.
بنابراین وضعیت امروز را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
تنگه هرمز نه کاملاً باز است و نه کاملاً بسته؛ نفت عبور میکند، اما تقریباً با یکسوم حجم پیش از جنگ و با معماری متفاوتی از حملونقل دریایی.
در همین شرایط، شبکه شاتلی امارات به یکی از مهمترین حلقههای انتقال نفت تبدیل شده است. دهها شاتل در مسیری فعالیت میکنند که همچنان خطر اصابت در آن وجود دارد و کشتیهای متعددی طی ماههای گذشته در آن آسیب دیدهاند.
در ساعات اخیر یک پرسش درباره تردد نفتکشها در تنگه هرمز بهشدت مورد توجه قرار گرفته بود:
چرا با وجود فعالیت گسترده شاتلهای اماراتی در انتقال نفت از خلیج فارس به آن سوی هرمز، آمار اصابت به این شناورها در مقایسه با حجم عملیات آنها پایین است؟
حالا، تنها ساعاتی پس از داغشدن این بحث، اطلاعات عصرنما از اصابت به ۷ کشتی متعلق به امارات حکایت دارد؛ تحولی که میتواند معادلات انتقال نفت در تنگه هرمز را وارد مرحله تازهای کند.
انتهای پیام/
اشتراکگذاری: