از نهادههای دامی تا مطالبات گندمکاران؛ چرا نوری قزلجه باید از وزارت جهاد کشاورزی برود؟!
عملکرد غلامرضا نوری قزلجه در وزارت جهاد کشاورزی با انتقاداتی در حوزه نهادههای دامی، تنظیم بازار، مطالبات کشاورزان و مدیریت بخش کشاورزی مواجه شده است. حالا این پرسش مطرح است که آیا وزیر جهاد کشاورزی از تجربه اجرایی و توان مدیریتی لازم برای اداره وزارتخانهای برخوردار است که تصمیمات آن مستقیماً با امنیت غذایی و سفره مردم ارتباط دارد؟
به گزارش سایت خبری عصرنما، وزارت جهاد کشاورزی یک وزارتخانه معمولی نیست. تصمیمات این وزارتخانه از مزرعه و دامداری آغاز میشود، اما نتیجه آن میتواند مستقیماً در قیمت مرغ، گوشت، برنج، لبنیات، گندم و بسیاری دیگر از اقلام سفره خانوار دیده شود.
به همین دلیل، مدیریت وزارت جهاد کشاورزی بیش از بسیاری از دستگاههای دولتی نیازمند تجربه اجرایی، شناخت عمیق از ساختار وزارتخانه، قدرت تصمیمگیری در بحران و توان هماهنگکردن مجموعهای گسترده از سازمانها، معاونتها و مدیران است.
اکنون پس از گذشت حدود دو سال از آغاز وزارت غلامرضا نوری قزلجه، زمان آن رسیده است که یک پرسش جدی مطرح شود:
آیا وزیر فعلی جهاد کشاورزی واقعاً تجربه و توان مدیریتی متناسب با اداره چنین وزارتخانه مهم و پیچیدهای را دارد؟
بررسی مجموعهای از اتفاقات دوران وزارت نوری قزلجه، انتقادات مطرحشده در مجلس و مشکلات تولیدکنندگان نشان میدهد این پرسش را دیگر نمیتوان صرفاً یک انتقاد سیاسی تلقی کرد.
۱. مسئله اول؛ تجربه سیاسی با تجربه اداره وزارتخانه یکسان نیست
غلامرضا نوری قزلجه چهرهای ناآشنا با حوزه کشاورزی نیست. او تحصیلات مرتبط با کشاورزی دارد، چند دوره نماینده مجلس بوده و سابقه حضور در کمیسیون کشاورزی مجلس را در کارنامه خود ثبت کرده است.
این سوابق قابل انکار نیست.
اما مسئله دقیقاً همینجاست: آشنایی با کشاورزی و حضور در کمیسیون تخصصی مجلس، لزوماً به معنای برخورداری از تجربه کافی برای مدیریت یکی از بزرگترین وزارتخانههای کشور نیست.
در زمان بررسی صلاحیت نوری قزلجه در مجلس نیز موضوع تجربه مدیریتی او محل بحث بود و موافقانش برای دفاع از وی به سوابق پارلمانی، تحصیلات کشاورزی، مسئولیتهای استانی و سابقه جانشینی قائممقام و مشاوره در وزارتخانه استناد میکردند.
اکنون اما امکان قضاوت بر اساس کارنامه وجود دارد.
دیگر بحث بر سر پیشبینی موفقیت یا شکست یک وزیر پیشنهادی نیست؛ عملکرد وزارتخانه در برابر افکار عمومی قرار گرفته است.
۲. نهادههای دامی؛ وقتی مشکل تولید به سفره مردم منتقل میشود
یکی از جدیترین پروندههای دوران مدیریت وزارت جهاد، وضعیت نهادههای دامی بوده است.
موضوع آنقدر جدی شد که نمایندگان مجلس رسماً درباره مشکلات دامداران، تحویل بهموقع نهادههای خریداریشده و افزایش قیمت نهاده در سامانه بازارگاه به وزیر تذکر دادند.
بعدتر نیز عضو هیئترئیسه کمیسیون کشاورزی مجلس اعلام کرد توزیع نهاده مورد نیاز مرغداران و دامداران دارای «اشکالات جدی» است و این مسئله در افزایش قیمت گوشت مرغ و گوشت قرمز تأثیر داشته است.
این مسئله از منظر مدیریتی اهمیت زیادی دارد.
وقتی خوراک دام و طیور بهموقع و با قیمت مناسب به تولیدکننده نرسد، هزینه تولید افزایش مییابد و نتیجه آن دیر یا زود به مصرفکننده منتقل میشود.
بنابراین مسئله نهاده صرفاً اختلافی میان دامداران و وزارت جهاد نیست؛ نهایت این زنجیره به سفره مردم میرسد.
۳. چرا وزیر برای گرانی گوشت باید به مجلس پاسخ میداد؟
در مهر ۱۴۰۴، موضوع گرانی گوشت و مشکلات نهادههای دامی به اندازهای جدی شد که وزیر برای ارائه توضیحات به کمیسیون کشاورزی مجلس فراخوانده شد.
نمایندگان صراحتاً مسئله توزیع نهاده را یکی از عوامل افزایش قیمت گوشت مرغ و گوشت قرمز عنوان کردند.
البته همه افزایش قیمت گوشت را نمیتوان به وزارت جهاد نسبت داد؛ نرخ ارز، تورم، هزینه حملونقل و سایر متغیرهای اقتصادی نیز مؤثرند.
اما وزارتخانهای که مسئول سیاستگذاری بخش کشاورزی و بخش مهمی از زنجیره تأمین مواد غذایی است نمیتواند خود را از نتیجه نهایی این سیاستها جدا بداند.
مدیریت موفق یعنی پیشبینی مشکل پیش از تبدیلشدن آن به بحران؛ نه صرفاً توضیحدادن درباره بحران پس از وقوع آن.
۴. گندمکاران؛ کشاورز محصول را تحویل میدهد، اما منتظر پول میماند
پرونده مطالبات گندمکاران نیز یکی دیگر از شاخصهای مهم ارزیابی عملکرد بخش کشاورزی است.
در سال ۱۴۰۴ مسئله تأخیر در پرداخت مطالبات تا جایی پیش رفت که مجلس وارد موضوع شد و حتی از اولتیماتوم برای پرداخت پول کشاورزان سخن گفته شد.
در نهایت مطالبات آن دوره تسویه شد؛ بنابراین منصفانه نیست نتیجه نهایی را نادیده بگیریم.
اما در سال ۱۴۰۵ نیز مسئله پرداخت مطالبات دوباره مطرح شده است.
در ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، براساس ارقامی که از اظهارات وزیر منتشر شد، حدود ۸.۲ میلیون تن گندم به ارزش نزدیک به ۴۰۰ هزار میلیارد تومان تحویل گرفته شده بود، در حالی که رقم پرداختشده در آن مقطع حدود ۲۱۸.۵ هزار میلیارد تومان اعلام شد.
در ۱۷ شهریور نیز وزیر اعلام کرد که طی چند روز آینده بخشی از مطالبات گندمکاران پرداخت خواهد شد.
اینجا یک پرسش مدیریتی مطرح است:
چرا پرداخت پول محصول استراتژیکی مانند گندم باید بار دیگر به یکی از دغدغههای کشاورزان تبدیل شود؟
حتی اگر تأمین منابع مالی مستقیماً و بهطور کامل در اختیار وزارت جهاد نباشد، وزیر این وزارتخانه باید مدافع اصلی حقوق کشاورزان در دولت باشد.
۵. برنج؛ تنظیم بازاری که همچنان محل مناقشه است
بازار برنج نیز یکی دیگر از حوزههایی بوده که عملکرد وزارت جهاد درباره آن مورد پرسش قرار گرفته است.
نوری قزلجه پیشتر در مجلس درباره میزان واردات برنج توضیح داده و استدلال کرده بود که تولید داخلی پاسخگوی کل نیاز کشور نیست و برای جلوگیری از کمبود و افزایش قیمت، واردات ضروری است.
این استدلال از منظر تنظیم بازار قابل بررسی است.
اما مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان دو گروه است: تولیدکننده ایرانی و مصرفکننده.
واردات بیش از اندازه میتواند کشاورز داخلی را متضرر کند و واردات کمتر از نیاز نیز میتواند موجب کمبود و جهش قیمت شود.
هنر مدیریت دقیقاً در همین نقطه مشخص میشود.
۶. تولیدکننده ناراضی، مصرفکننده ناراضی؛ این معادله باید بررسی شود
یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی وزارت جهاد این است که سیاستهای آن تا چه اندازه توانسته میان منافع تولیدکننده و مصرفکننده تعادل ایجاد کند.
کشاورز و دامدار از هزینه بالای تولید، نهاده، کود، ماشینآلات و تأخیر در دریافت مطالبات گلایه دارند.
در سوی دیگر، خانوار نیز با افزایش هزینه مواد غذایی مواجه است.
اگر تولیدکننده از قیمت دریافتی ناراضی باشد و مصرفکننده نیز کالا را گران بخرد، باید پرسید ارزش افزوده ایجادشده در فاصله مزرعه تا سفره کجا توزیع میشود و وزارتخانه برای اصلاح این زنجیره چه کرده است؟
۷. پاسخگوییهای مکرر به مجلس یک علامت مدیریتی است
احضار وزیر، سؤال نمایندگان و تذکر مجلس بهتنهایی اثباتکننده ناکارآمدی یک وزیر نیست. نظارت مجلس بخشی طبیعی از نظام اجرایی کشور است.
اما هنگامی که موضوعات مورد اعتراض به حوزههای اساسی مانند نهاده، دام، قیمت مواد غذایی، واردات و مطالبات کشاورزان مربوط میشود، مجموع این موارد باید در ارزیابی کارنامه وزیر لحاظ شود.
مسئله مهمتر این است که آیا پس از هر تذکر، مشکل به شکل پایدار حل شده یا همان مسئله با شکل دیگری دوباره بازگشته است؟
۸. آیا مشکل اصلی وزارت جهاد، ضعف مدیریت اجرایی است؟
اینجا به مهمترین بخش ماجرا میرسیم.
وزارت جهاد کشاورزی نیازمند مدیری است که صرفاً کشاورزی را نشناسد؛ بلکه توان اداره یک ابرسازمان اجرایی را داشته باشد.
شناخت قانون با مدیریت روزانه یک وزارتخانه متفاوت است.
عضویت در کمیسیون کشاورزی با فرماندهی شبکهای متشکل از سازمانهای ملی، ادارات استانی، شرکتها، سامانههای توزیع، بخش تولید و زنجیره تجارت متفاوت است.
وزیر باید بتواند پیش از ایجاد کمبود تصمیم بگیرد؛ پیش از بحران نهاده آن را مدیریت کند؛ پیش از اعتراض کشاورز منابع پرداخت را پیگیری کند و پیش از جهش بازار، سیاست تنظیم بازار را به اجرا بگذارد.
از این منظر، عملکرد نوری قزلجه این پرسش جدی را ایجاد کرده است که آیا تجربه اجرایی و توان مدیریتی او با سطح مسئولیتی که برعهده گرفته تناسب دارد؟
این پرسش باید با شاخص و عملکرد پاسخ داده شود، نه با حمایت یا مخالفت سیاسی.
۹. دفاعیات وزیر را هم باید دید
برای قضاوت منصفانه باید دفاعیات وزارت جهاد را نیز در نظر گرفت.
نوری قزلجه میگوید امنیت غذایی کشور با وجود بحرانها حفظ شده است و وزارتخانه در زمینه توسعه و تکمیل سامانههایی مانند هویت دام، ردیابی دام و فرآوردههای خام دامی، بازارگاه نهادهها و پنجره واحد خدمات کشاورزی اقداماتی انجام داده است.
او همچنین در مقاطع مختلف تأکید کرده که کالاهای اساسی تأمین شده و واردات برای جلوگیری از کمبود و گرانی ضروری بوده است.
این موارد باید در ارزیابی نهایی کارنامه وزیر لحاظ شوند.
اما سؤال این است که آیا مجموعه این اقدامات برای قانعکننده دانستن عملکرد مدیریتی وزارتخانه کافی است؟
۱۰. وزارت جهاد به مدیر اجرایی نیاز دارد، نه مدیری که تازه وزارتخانه را تجربه کند
اگر دولت یا مجلس نهایتاً به این جمعبندی برسند که تغییر وزیر ضروری است، انتخاب جانشین نوری قزلجه نباید صرفاً به جابهجایی یک چهره سیاسی با چهرهای دیگر ختم شود.
وزارت جهاد کشاورزی بدنهای بزرگ از مدیران متخصص دارد.
مدیرانی وجود دارند که فعالیت خود را از سطوح کارشناسی آغاز کردهاند، مدیریت شهرستان و استان را تجربه کردهاند، در معاونتها و سازمانهای تخصصی مسئولیت داشتهاند و پلهپله با ساختار وزارتخانه آشنا شدهاند.
استفاده از چنین ظرفیتی باید یکی از گزینههای جدی دولت باشد.
البته صرف سابقه حضور در وزارت جهاد تضمینکننده موفقیت نیست؛ اما مدیری که سالها ساختار وزارتخانه، کشاورزان، دامداران، تشکلها، سازمانهای تابعه و سازوکار تصمیمگیری را از نزدیک تجربه کرده، دستکم برای شناخت ابتدایی وزارتخانه به زمان طولانی نیاز ندارد.
وزارت جهاد کشاورزی جای کسب تجربه مدیریتی نیست.
۱۱. استیضاح یا برکناری؛ دولت و مجلس باید تصمیم بگیرند
با توجه به اهمیت امنیت غذایی، ادامه وضع موجود بدون ارزیابی جدی عملکرد وزارتخانه قابل دفاع نیست.
مجلس ابزار سؤال، تحقیق و تفحص و در نهایت استیضاح را در اختیار دارد.
از سوی دیگر رئیسجمهور نیز برای تغییر اعضای کابینه الزاماً نیازی ندارد منتظر استیضاح مجلس بماند.
اگر ارزیابی دولت نشان دهد وزیر جهاد کشاورزی از توان مدیریتی لازم برای اداره وزارتخانه برخوردار نیست، رئیسجمهور میتواند رأساً برای تغییر وزیر اقدام کند.
و اگر دولت چنین ارزیابیای ندارد، مجلس میتواند کارنامه وزارتخانه را با شاخصهای مشخص بررسی و درباره ادامه فعالیت وزیر تصمیمگیری کند.
جمعبندی؛ مسئله نوری قزلجه نیست، مسئله سفره مردم است
نقد عملکرد غلامرضا نوری قزلجه نباید به تخریب شخصی او تبدیل شود.
بحث بر سر مسئلهای بسیار بزرگتر است.
چه کسی باید وزارتخانهای را اداره کند که تصمیماتش مستقیماً با امنیت غذایی و سفره بیش از ۸۰ میلیون ایرانی ارتباط دارد؟
وزارت جهاد کشاورزی نیازمند مدیری اجرایی، مقتدر، باتجربه، مسلط بر بدنه و قادر به تصمیمگیری سریع در بحران است.
کارنامه نزدیک به دو سال گذشته باید با همین معیار سنجیده شود.
اگر نتیجه ارزیابی این باشد که وزیر فعلی چنین تواناییای را در عمل نشان نداده است، تغییر مدیریت وزارتخانه نباید قربانی ملاحظات سیاسی شود.
مجلس باید درباره استیضاح تصمیم بگیرد و رئیسجمهور نیز باید مستقلاً این پرسش را از خود بپرسد که آیا ادامه مدیریت فعلی به نفع بخش کشاورزی و مردم است؟
در وزارتخانهای که یک تصمیم اشتباه میتواند چند ماه بعد خودش را در قیمت مرغ، گوشت، برنج یا نان نشان دهد، فرصت آزمون و خطای مدیریتی بسیار محدود است.
سفره مردم جای آزمون و خطای مدیریتی نیست.
انتهای پیام/
اشتراکگذاری: